اخربینی
لغت نامه دهخدا
( آخربینی ) آخربینی. [ خ ِ ] ( حامص مرکب ) صفت آخِربین.
آخربینی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) صفت آخُربین.
فرهنگ فارسی
( آخر بینی ) عمل آخر بین عاقبت اندیشی.
صفت آخر بین
جمله سازی با اخربینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایران قبل از پیدایش ساسانیان آشکارا در معرض نفوذ برخی از نظریههای بینالنهرینی در باب امور سماوی دیگر نشانهها بود. در زمان ساسانی ترجمهٔ اساسی آثار اختربینی یونانی و هندی به پارسی میانه صورت گرفت. طالعبینی ساسانی اساساً تقلیدی از طالعبینی هلنیستی بوده (البته بدون تمام مایههای فلسفی) که برخی جنبههای هندی از قبیل استفاده از تاسوعات (نوامشاها) و تفسیرهای شائویت از عاشرات یونانی مصری بدان پیوند خوردهاست؛ این طالعبینی در شکل تخصصی خود به صورت اختربینی پیوسته درآمد. این شکل از اختربینی و از این هم بالاتر، آنچه اختربینی عمومی نامیده میشود، در ایران ساسانی در اجتماع و بهویژه در میان طبقات بالادست نفوذ عمیقی داشت. در متون مانوی و در نظریههای هزارهگرایانه زرتشتیان در مورد تاریخ نیز اندیشههای اختربینانه بهفراوانی دیده میشود؛ اما سطح اخربینیای که در نوشتههای پهلوی دیده میشود، سخت نازل است.