احوری

لغت نامه دهخدا

احوری. [ اَ وَ ری ی ] ( ع ص ) سپید نازک. ( مؤید الفضلاء ). سپید روشن. || نرم و نازک. || آنکه دارای پوست نرم و تابان و درخشان بود.

جمله سازی با احوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مرا عشق آن سلسبیلش گرفت چو عشق پریچهرهٔ احوری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران