احمز

لغت نامه دهخدا

احمز. [ اَ م َ ]( ع ن تف ) استوارتر. قوی تر. اشدّ. اشق. اقوی. امتن. وبدین معنی است حدیث ابن عباس: افضل الاعمال احمزها، وبروایتی افضل العبادات احمزها؛ ای اشقّها. ( مهذب ).

فرهنگ فارسی

استوار تر قوی تر

جمله سازی با احمز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الخاشعين:خشوع مربوط به قلب انسان (جانحه ) است، بر خلافخضوع كه وصف اعضاى ظاهرى (جارحه ) است. از اين رو تصنّع و رياپذيراست، در حالى كه در خشوع، ريا راه ندارد. به همين جهت، نيّت مؤ من چون امرى است قلبىو رياناپذير، از عمل ظاهر و رياپذير وى بهتر است:نية المؤ من خير من عمله(388) و به همين نسبت نيز از هركارى سنگين تر است و در نتيجه از باب أفضل الا عمال أ حمزها(389) از هر عملى با فضيلت تر است؛ زيرا اخلاص ازهر چيزى احمز و دشوارتر است و نيّت، از آن رو كه بايد خالص باشد بسيار صعب استودر صورت تحقّق، فضيلت آن بيش ‍ از سايراعمال است.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز