لغت نامه دهخدا
احتصار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حصار بر شتر بستن. ( منتهی الارب ). حصار بر شتر افکندن و حصار، بالشی باشد بشبه پالان. ( تاج المصادر بیهقی ).
احتصار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حصار بر شتر بستن. ( منتهی الارب ). حصار بر شتر افکندن و حصار، بالشی باشد بشبه پالان. ( تاج المصادر بیهقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين گفتار كه بنابر احتصار است متن و ترجمه خطبه كوتاه 38 نهج البلاغه درباره((شبهه )) است با توضيحى مختصر نقل مى كنيم، بدين اميد كه راه رهايى از شبهات -كه فضاى اجتماعى و سياسى كشور را تيره كرده - روشن گردد، و اينك متن خطبه وترجمه آن:
💡 دوم: دلبستگى به دنيا. ترس از((مرگ )) گاهى به خاطردل بستگى به دنيا است، انسانى كه عمر خود را صرف تيمار بدن كرده باشد هنگاممرگ و انتقال روح به عالم جديدى بسيار بيم ناك است؛ زيرا او در لجن زار طبيعت غوطهور بوده و با عالم جديدى كه بدان جا منتقل مى شود هيچ آشنايى ندارد. وى دنيا رامنزل حقيقى خود پنداشته، به آن خو گرفته و دلبستگى شديدى پيدا كرده است، از اينرو هنگام احتصار و قالب تهى كردن، حالت بسيار بدى او دست خواهد داد.