لغت نامه دهخدا
احاظ. [ اَ ظِن ْ ] ( ع اِ ) اَحاظی. ج ِ حظّ. جج ِ حِظی. و این جمع غیرقیاسی است.
احاظ. [ اَ ظِن ْ ] ( ع اِ ) اَحاظی. ج ِ حظّ. جج ِ حِظی. و این جمع غیرقیاسی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامپوزیتهای لایهای از لایههای با مواد مختلف ساخته میشوند. کامپوزیتهای لایهای برای بهبود استحکام مقاومت سایشی مقاومت در مقابل خوردگی و کاهش وزن طراحی میشوند. کامپوزیتهای لایهای از احاظ خواص مکانیکی و فیزیکی بسیار نا خمسانگردند.
💡 برکه کدهبان در شهرستان گراش، استان فارس کشور ایران واقع شدهاست. این آبانبار به احاظ شکل و مخزن سقف آن، متفاوت با آبانبارهای دیگر منطقهاست. آبانبارهایی از این نوع که در گراش انگشت شمار است به برکه گبری موسوم بوده بنا بر اقوال، دارای قدمتی بیش از اب انبارهای دیرهای شکل است. این آبانبار در محله بلئلز واقع است مخزن آن مستطیلی و گوشهای آن قوس دار است و سقف آن، از داخل به صورت طاق و بیرون، به صورت مسطح ساخته شدهاست. آبانبارهایی از این نوع، دارای پله نمیباشد. دو دهانههای اصلی آن که مانند اغلب آبانبارهای طویل در سمت شرقی و غربی، قرار دارد، به اندازه پهنا و در عرض آبانبارها بوده و دو دهانهدیگر که در طول آبانبار ساخته شده، کوچکتر از دهانههای اصلی که در جهت شمالی و جنوبی قرار دارد. این دهانهها که مجرای ورود و خروج آب است، کمی پایینتر از دهانه اصلی واقع شدهاست.