اثقاب
مترادفها
متهها
لغت نامه دهخدا
اثقاب. [ اِ ] ( ع مص ) روشن کردن آتش. ( تاج المصادر بیهقی ). برافروختن آتش: اثقب النّار. ( منتهی الارب ).
اثقاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ثقبه.
جمله سازی با اثقاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حـديـث ديـگـرى از پـيـغـمـبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم:الصـور قرن من نور فيه اثقاب على عدد ارواح العباد: (صور شاخى است از نور كه درآن سوراخهائى به عدد ارواح بندگان است )!
💡 مهندس پروژه دستور داد تا برای عبور از لایههای سخت سنگهای زیرزمینی، از یک اثقاب بسیار قوی و پیشرفته با تکنولوژی روز استفاده شود تا کار سریعتر پیش برود.
💡 کار کردن با یک اثقاب در محیطهای بسته و بدون رعایت نکات ایمنی میتواند خطرات جدی برای سلامتی و شنوایی کارگران در کارگاههای ساختمانی ایجاد کند.
💡 در عملیات حفاری چاههای نفت، استفاده از انواع مختلف اثقاب با جنسهای متفاوت برای نفوذ در لایههای مختلف زمین امری حیاتی و بسیار ضروری محسوب میشود.