لغت نامه دهخدا
اتعب. [ اَ ع َ ] ( ع ن تف ) پرتعب تر.
- امثال:
اتعب من راکب فصیل.
اتعب من رائض مهر.
اتعب. [ اَ ع َ ] ( ع ن تف ) پرتعب تر.
- امثال:
اتعب من راکب فصیل.
اتعب من رائض مهر.
پرتعب تر، رنجدارتر، مانده کننده تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1. رنج مؤ من از خود به دليل اهتمام به طاعات و رياضات است و چون به كار خويشمشغول است طبعا نمى تواند مزاحمت و تعرضى به ديگران داشته باشد. جمله بعد همتفسير همين سخن است كه. اتعب نفسه لاخرته فاراح الناس من نفسه
💡 نفسه منه فى عناء و الناس منه فى راحة اتعب نفسه لاخرته فاراح الناس من نفسه.