ابوالاعز
لغت نامه دهخدا
ابوالاعز. [ اَ بُل ْ اَ ع َزز ] ( اِخ ) دبیس بن سیف الدوله ابوالحسن صدقةبن منصوربن دبیس بن علی بن مزید اسدی ناشری ملقب بنورالدوله. از ملوک بنی مزید در حله. جلوس او به سال 501 هَ. ق. و وفات در 529 هَ. ق. بوده است. حریری صاحب مقامات معاصر او بود و نام وی در مقامه 39 بیاورده است.
ابوالاعز. [ اَ بُل ْ اَ ع َزز ] ( اِخ ) قراتکین. محدثی است.
فرهنگ فارسی
قراتکین محدثی است
جمله سازی با ابوالاعز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 998- بصائر الدرجات، ص 290-292، حديث مهران، شماره 6، 7، 11 و حديثابوبصير، شماره 8 و حديث ابوالاعز، شماره 10 و حديث حماد، شماره 12 و در حديثشماره 6 حمران آمده است كه پيغمبر در طائف با على نجوا كرده است.