مفزعه

لغت نامه دهخدا

( مفزعة ) مفزعة. [ م َ زَ ع َ ] ( ع اِ ) پناه جای. مفزع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ملجاء. پناه جای. مذکر و مؤنث و واحد و تثنیه و جمع درآن یکسان است. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آنچه از وی یا از جهت وی ترسیده شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنچه از وی ترسند یا آنچه از جهت وی ترسند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفزعة. [ م ُ زِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث مفزع. ترساننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مفزع شود.
- احلام مفزعة؛ خوابهای هراسناک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با مفزعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان رسول الله -صلى الله عليه وآله - اذا كانت ليلة ريح كان مفزعه الى المسجدحتى يسكن و اذا حدث فى السماء حدث من كسوف شمس او قمر كان مفزعه الى الصلاة

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز