لغت نامه دهخدا
مفحش. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص ) زشت گوی. ( مهذب الاسماء ). فحش گوینده بر کسی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفحش. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص ) زشت گوی. ( مهذب الاسماء ). فحش گوینده بر کسی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فحش گوینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در كتاب معانى، از امام باقر عليه و السلام روايت كرده، كه فرموده: بمردم چيزى رابگوئيد، كه بهترين سخنى باشد كه شما دوست ميداريد بشما بگويند، چون خداى عز وجل دشنام و لعنت و طعن بر مؤ منان را دشمن ميدارد، و كسى را كه مرتكب اين جرائم شود،فاحش و مفحش باشد، و دريوزگى كند، دوست نميدارد، درمقابل، اشخاص با حيا و حليم و عفيف، و آنهائى را كه ميخواهند عفيف شوند، دوست ميدارد.