جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و سپس از آنجا به موضوع نبوت، و استهزاء مردممنتقل مى شود، نبوت خاتم انبيا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و نسبت ساحر به وى دادنو كلماتش را هذيان و خودش را مفترى و شاعر خواندن را ذكر مى كند. آنگاه گفتار آنان رابا ذكر اوصاف كلى انبياى گذشته به طوراجمال رد نموده مى فرمايد: پيغمبر اسلام نيز همان گرفتاريها را بايد ببيند، چون آنچهاين مى گويد همان است كه آن حضرات مى گفتند.
💡 يا على بن محمد السميرى ! اعظم الله اجر اخوانك فيك، فانك ميت ما بينك و بين ستة ايام.فاجمع امرك و لاتوص الى احد، فيقوم مقامك بعد وفاتك. فقد وقعت الغيبة التامة،فلاظهور الا بعد اذن الله (تعالى ذكره ) و ذالك بعدطول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جورا، و سياتى من شيعتى من يدعى المشاهدةقبل خروج السفيانى و الصيحة، فهو كذاب مفترى. )
💡 و مـعـنـاى جمله (قل ان افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئا) اين است كه: اگر من بهخـاطـر شـمـا قـرآن را بـه خدا افتراء بسته باشم، خداى تعالى مرا به عذاب خود خواهدگـرفـت، و يا در اين گرفتنش شتاب خواهد كرد و آن وقت شما نمى توانيد مانع خواستهخـدا شـويـد. بـنـابراين چگونه ممكن است بر خدا افتراء ببندم و به خاطر شما خود را درمعرض عذاب قطعى او قرار دهم ؟ و خلاصه مى خواهد بگويد: من مفترى بر خدا نيستم.
💡 سپس دومين گفتارى را كه براى ابطال دعوت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطرحمى ساختند بيان ميكند ميفرمايد: آنها مى گويند اين (قرآن ) جز دروغ بزرگى كه به خدابسته شده چيز ديگرى نيست ! (و قالوا ما هذا الا افك مفترى ).
💡 عمر دستور داد كه پسر را زندانى كنند تا درباره شهود تحقيق شود. اگر گواهان راستگفته باشند، پسر به عنوان مفترى مجازات گردد.
💡 عمر گفت: حال كه چنين است اين جوان را حبس كنيد تا در باره گواهان رسيدگى شود.اگر معلوم شد موضوع حقيقت دارد و اين جوان به دروغ خود را فرزند اين زن مى داند،بايد حد مفترى را بر او جارى ساخت.