لغت نامه دهخدا
معذار. [ م ِ ] ( ع اِ ) پرده. || حجت و برهان. ج، معاذیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معذار. [ م ِ ] ( ع اِ ) پرده. || حجت و برهان. ج، معاذیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(مِ ) [ ع. ] (اِ. ) حجت، برهان. ج. معاذیر.
۱. حجت، برهان.
۲. آنچه وسیلۀ عذرخواهی قرار داده شود.
حجت وبرهان و آنچه که وسیله عذرخواهی قرارداده شود، معاذیر جمع
(اسم ) دلیلی که و سیل. عذر قرار داده شود پوزش جمع: معاذیر.
پرده یا حجت و برهان جمع معاذیر
حجت، برهان.
معاذیر.
💡 بعضى از مفسرين گفته اند: كلمه (معاذير) جمع معذار است، و (معذار) به معناىستر و پوشش است، و معناى آيه اين است كه انسان خودش را خوب مى شناسد، هر چند كهبراى نهان كردن نفس خود پرده ها بيندازد، چون همان نفسش شاهد عليه او است. ليكنبرگشت هر دو وجه به يك معنا است.