مضاجعت

لغت نامه دهخدا

مضاجعت. [ م ُ ج َ / ج ِ ع َ ] ( از ع، مص ) با هم یک جا خفتن. ( غیاث ).
مضاجعة. [ م ُ ج َ ع َ ] ( ع مص ) با کسی خفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). هم بستر کردن زن را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): ضاجع امرأته مضاجعةً و ضجاعاً؛ هم بستر خود کردن زن خود را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ عمید

با هم خوابیدن، همخوابگی.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) باهم خوابیدن هم بستر گردیدن. ۲ - ( اسم ) همخوابگی هم بستری.

جمله سازی با مضاجعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4 - خوب شوهردارى كنند و از فرمان آنها (خصوصاً در امر مضاجعت ) سرپيچى نكنند.

💡 منصور چون اين بشنيد جهان روشن در چشمش تاريك گرديد واز بناء شهر بغداد دستبكشيد و يك باره ترك لذّات و مضاجعت با نِسوان گفت و سوگند ياد كه كرد كههيچگاهى نزديك زنان نروم و به عيش و لذّتمشغول نشوم تا هنگامى كه سر ابراهيم را براى من آورند، يا سر مرا را به نزد اوحمل دهند.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز