لغت نامه دهخدا
( مصفوفة ) مصفوفة. [ م َ ف َ ] ( ع اِ ) اندوه و غم. || کاری که از وی ترسیده شود.
( مصفوفة ) مصفوفة. [ م َ ف َ ] ( ع اِ ) اندوه و غم. || کاری که از وی ترسیده شود.
اندوه و غم یا کاری که از وی ترسیده شود
[ویکی الکتاب] معنی مَصْفُوفَةٌ: کنار هم چیده شده - ردیف شده (از ماده صف، به معنای ردیف قرار گرفتن چند نفر در یک خط است
ریشه کلمه:
صفف (۱۴ بار)
«مَصْفُوفَة» از مادّه «صف» به این معناست که این تخت ها در کنار یکدیگر قرار گرفته، و مجلس انس عظیمی برپا می کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كـلمـه (مـتـكـئيـن ) جـمـع اسـم فاعل از باب افتعال است كه مصدر آن اتكاء مى باشد، و(اتـكـاء) بـه مـعـنـاى تـكـيـه دادن بـه پـشـتـى و يـامثل آن است. و كلمه (سرر) جمع سرير است، (كه به معناى تخت و به اصطلاح امروزمـبـل است ). و كلمه (مصفوفة ) از ماده (صف ) است، كه به معناى رديف قرار گرفتنچند نفر در يك خط است، (مانند صف لشكر و يا صف نماز)؛ پس معناى مصفوفه اين است كه: اهل بهشت به يكديگر وصلند و اتصال دارند.
💡 (و نمارق مصفوفه ) - كلمه (نمارق ) جمع (نمرقه ) است، كه به معناىبالش و پشتى است، كه بدان تكيه مى دهند. و (مصفوفه بودن نمارق ) به اين معنااست كه اين پشتى ها را در مجلس پشت سر هم بگذارند، همانطور كه در مجالس فاخر دنياچنين مى كنند.