مصادمه

لغت نامه دهخدا

مصادمه. [ م ُ دَ / دِ م َ / م ِ ] ( از ع، اِمص ) مصادمت. ( ناظم الاطباء ). کوس. بر هم زدن. ( یادداشت مؤلف ). || مدافعه. مزاحمت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مصادمت در همه معانی شود.

فرهنگ عمید

به یکدیگر خوردن و همدیگر را کوفتن، به هم صدمه زدن.

فرهنگ فارسی

به یکدیگرخوردن وهمدیگرراکوفتن، بهم صدمه زدن
۱- ( مصدر ) با یکدیگر برخورد کردن بهم صدمه زدن. ۲ - ( اسم ) برخورد تصادم جمع: مصادمات.
مصادمت بر هم زدن

جمله سازی با مصادمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدر المتالهين در اين كتاب بزرگ با صراحت تمام رابطه حكمت و دين وعقل و وحى را بيان مى دارد كه: (حاشا الشريعه الحقه الالهيه البيضاء ان تكوناحكامها مصادمه للمعارف اليقينيه الضروريه و تبا لفلسفله تكون قوانينها غير مطابقهللكتاب و السنه ) (583) حاشا كه احكام و مقررات بر حق و تابناك شرعى بامعارف بديهى و يقينى عقلانى، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه و حكمتى كه قواعد ويافته هايش مطابق با كتاب الهى و سنت نبوى نباشد.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز