لغت نامه دهخدا
مردم زادگی. [ م َ دُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) نجابت. اصالت. ( یادداشت مؤلف ). مردم زاده بودن. رجوع به مردم زاده شود: مردم بهتر که مردم زادگی. قرةالعیون. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
مردم زادگی. [ م َ دُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) نجابت. اصالت. ( یادداشت مؤلف ). مردم زاده بودن. رجوع به مردم زاده شود: مردم بهتر که مردم زادگی. قرةالعیون. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
مردم زاده بودن انسانیت.
نجابت و اصالت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رد نمی گردد دعای پاک دامانان که اشک قرة العین اجابت شد ز مردم زادگی
💡 قطره نیسان که باشد، شبنم افسرده کیست؟ تا زند پیش سرشکم لاف مردم زادگی