لغت نامه دهخدا
مردس. [ م ِ دَ ] ( ع اِ ) سنگ کوب. ( منتهی الارب ). کلوخ کوب. ( مهذب الاسماء ). مرداس. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مِرداس شود.
مردس. [ م ِ دَ ] ( ع اِ ) سنگ کوب. ( منتهی الارب ). کلوخ کوب. ( مهذب الاسماء ). مرداس. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مِرداس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر مرد عشقی مردسان بیرون نِه از خانه قدم ور مرد عشقش نیستی با خانه شو با خانه شو