این واژه جمع «مرصد» است و در زبان عربی و فارسی به مکانهایی گفته میشود که برای نگهبانی، مراقبت، دیدهبانی و رصد کردن به کار میروند. این کلمه از ریشه «رصد» گرفته شده که معنای اصلی آن مراقبت کردن، زیر نظر گرفتن و توجه دقیق داشتن است و به همین دلیل «مراصد» به محلهایی اشاره دارد که در آنها افراد برای نگهبانی یا مشاهده مستقر میشدند. یکی از کاربردهای مهم این واژه، اشاره به رصدگاهها و مکانهای مشاهده ستارگان و اجرام آسمانی است؛ یعنی جاهایی که دانشمندان و منجمان برای بررسی حرکت ستارگان، سیارهها و پدیدههای آسمانی از آن استفاده میکردند. در گذشته، مراصد علمی اهمیت فراوانی داشتند و از آنها برای مطالعه نجوم، تنظیم تقویم و شناخت زمان بهره میبردند. علاوه بر معنای علمی، این واژه در برخی متون ادبی و تاریخی به معنای کمینگاهها و مکانهای مراقبت نظامی نیز آمده است و به جاهایی گفته میشده که نگهبانان یا سربازان برای زیر نظر گرفتن دشمن در آن مستقر میشدند. این واژه در چنین کاربردی مفهوم هوشیاری، مراقبت و آمادگی را در خود دارد. در ادبیات فارسی، «مراصد» گاهی به صورت استعاری نیز به کار میرود و میتواند اشاره به جایگاههایی داشته باشد که انسان در آنها به مراقبت از امور یا زیر نظر گرفتن حوادث میپردازد. از نظر معنایی، این واژه هم جنبه علمی دارد و هم جنبه نظامی و مراقبتی، و همین موضوع باعث شده در متون مختلف معانی گستردهای پیدا کند. امروزه واژه «مرصد» بیشتر در مفهوم «رصدخانه» و مراکز علمی نجوم شناخته میشود و شکل جمع آن یعنی «مراصد» برای اشاره به چند رصدخانه یا چند محل دیدهبانی به کار میرود. این واژه از جمله واژههای ادبی و علمی زبان فارسی است که همچنان در متون تخصصی و تاریخی کاربرد دارد. در مجموع، این کلمه به مکانهای مراقبت، دیدهبانی، کمینگاهها و همچنین رصدخانهها و محلهای مشاهده و بررسی پدیدههای آسمانی گفته میشود.
مراصد
لغت نامه دهخدا
مراصد. [ م َ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مرصد، به معنی محل نگهبانی و مراقبت و رصد است. ( از متن اللغة ). رصدگاهها. رجوع به مرصد شود. || مراصدالحیات؛ مکامنها. ( متن اللغة ). کمین گاهها. مکمن ها.
فرهنگ عمید
= مرصد
فرهنگ فارسی
جمع مرصد
( اسم ) جمع مرصد: ۱ - کینگاهها. ۲ - محلهای رصد ستارگان.
جمله سازی با مراصد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 152- در مراصد الاطلاع مى گويد: ميّافارقين به فتح ميم و تشديد ياء،مشهورترين شهر در ديار بكر است.
💡 239- دير اعور، در پشت كوفه است و آن را شخص معروع به نام اعور بناكرده است. مراصد الاطلاع 2/552.
💡 و باز با اعتماد به اخبار سيف، جغرافيا نويسانى چون حموى در معجم البلدان و عبدالمومندر كتاب مراصد الاطلاع به شرح خصوصيات اماكنى مانند اعلاب و اخابث، كه از آفريدههاى سيف است، در زمره اماكن واقعى روى كره زمين پرداخته اند!