مذعور

لغت نامه دهخدا

مذعور. [ م َ ] ( ع ص ) ترسانیده شده. ( منتهی الارب ). ذاعر. منذعر. ( متن اللغة ). مرعوب. ترسیده. هراسیده. ترسان. ( یادداشت مؤلف ). || مشمئز. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با مذعور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پود مرحوم هرک از تست محروم بود معذور هرک از تست مذعور

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز