مدسوس

لغت نامه دهخدا

مدسوس. [ م َ ] ( ع ص ) بعیر مدسوس؛ شتران قطران مالیده شده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): دس البعیر؛ لم یبالغ فی هنائه من الجرب، فالبعیر، مدسوس و الاسم دس. ( اقرب الموارد ). || پنهان. ( ناظم الاطباء ): دَس َّ الشی َٔ تحت َ الشی ٔ؛ اخفاه. دفنه. ( متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

شتران قطران مالیده شده

دانشنامه عمومی

مدسوس ( به عربی: مدسوس ) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شده است.

جمله سازی با مدسوس

💡 تذكر: اصل فطرت الهى از بين نمى رود؛ ليكن ضعيف، فراموش، مدسوس ‍ در اغراض وغرايز مى گردد: (وقد خاب من دسيها). (1472)

💡 ب: در پاسخ به اين پرسش كه آيا عصمت پيامبران، پس از بعثت و رسالت آنهاستيا دليلى عقلى حاكم بر لزوم عصمت آنها، مطلق است و پيشس از بعثت و نبوت انبيا را نيزشامل مى شود بايد گفت بحث درباره عصمت پيامبران از آن جهت كه صبغه كلامى رامى طلبد؛ گرچه امام فخر الدين رازى مبسوطا ادله مخالف و موالف و آراى مفرطان ومفرطان و معتدلان را نقل و نقد كرد (930) و مقدار زيادى از آن در تفسير صدر المتالهينارائه شد. (931) اثبات و نفى چنين مطلب كلامى با برخى احاديثمرسل كه به آثار شبيه تر است تا به اخبار، و به مدسوس، موضوع ومجعول شبيه تر است تا به منقول، و به راى نزديكتر است تا به روايت، كارى استبس دشوار.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز