لغت نامه دهخدا
محللات. [ م ُ ح َل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ )ج ِ محللة. || داروهای تحلیل برنده که آماس و ورمها را گداخته و برطرف سازند. ( ناظم الاطباء ).
محللات. [ م ُ ح َل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ )ج ِ محللة. || داروهای تحلیل برنده که آماس و ورمها را گداخته و برطرف سازند. ( ناظم الاطباء ).
داروهای تحلیل برنده که ورم را برطرف کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤ لف: انطباق معاصى و محرمات بر ائمه جور، و انطباقحلال ها بر امامان حق از اين نظر است كه محرمات و ائمه جور باعث دورى از خدا و محللات وائمه حق باعث نزديكى به خدايند.
💡 عده ديگرى گفته اند مراد از اعتدا تجاوز از (محللات طيبه ) است به (خبائث محرمه )،بنابراين، برگشت معنى آيه به اين معنى مى شود كه نه از محللات اجتناب كنيد و نهمحرمات را مرتكب شويد، به عبارت ديگر، آنچه را كه خداحلال كرده بر خود حرام و آنچه را حرام كرده بر خودحلال مكنيد.