محسر

لغت نامه دهخدا

محسر. [ م َ س َ / م َ س ِ ] ( ع اِ ) باطن و درون مرد. ضد منظر: یقال فلان کریم المحسر. ( منتهی الارب ). مَخبَر. ( ناظم الاطباء ). || سینه. ( منتهی الارب ). || روی. || طبیعت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
محسر. [ م ُ ح َس ْ س َ ] ( ع ص ) مرد آزرده و حقیر. ( منتهی الارب ). آزرده و حقیر و ذلیل. ( ناظم الاطباء ).
محسر. [ م ُ ح َس ْ س ِ ] ( اِخ ) بطن محسر؛ نزدیک مزدلفه است. ( منتهی الارب ). نام وادیی است بین منی ومزدلفه که نه از این است و نه از آن بنا برقول مشهور، و گویند نام موضعی است بین مکه و عرفه و نیز گفته اند جایی است میان منی و عرفه. ( از معجم البلدان ).
محسر. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) کسی که مانده و خسته میکند و خیره مینماید چشم خود را از دیدن دور. ( ناظم الاطباء ). حرالبصر؛ آنکه مانده شود و فروماند بینائی او از دیدن دور. || مانده کننده شتران را به راندن. ( از منتهی الارب ). آنکه مانده می کند شتر را از راندن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کسی که مانده و خسته می کند چشمش را

جمله سازی با محسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واجب است بر حاجى كه از اول طلوع فجر روز عيد قربان تا طلوع خورشيد در مشعروقوف كند، و اين وقوف عبادت است و نيت با همه شرائطى كه در آن است در اين وقوفمعتبر است و نزديكتر به احتياط آن است كه بعد از كوچ از عرفات و ورود به مشعر همهشب عيد را با نيت خالص تا طلوع فجر وقوف كند سپس بين طلوع فجر و طلوع خورشيدهم دوباره نيت وقوف نمايد، ومستحب است قبل از طلوع خورشيد از مشعر حركت كند اما بهطورى كه از وادى محسر خارج نشود، و اگر خارج شود گناه كرده ولى كفاره اى براونيست، و نزديكتر به احتياط آنست كه طورى حركت كند كهقبل از طلوع خورشيد به وادى محسر نرسد، و آنچه از وقوف در مشعر ركن حج است مسماىآن است نه تمام وقت بين دو طلوع لذا يك دقيقه هم اگر وقوف شود كافى است بله اگربه طور كلى وقوف مشعر را ترك كند حج او به تفصيلى كه مى آيدباطل است.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز