محابسه
لغت نامه دهخدا
( محابسة ) محابسة. [ م ُب َ س َ ] ( ع مص ) بند کردن یار خود را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بند کردن یار خود را
جمله سازی با محابسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به همين قياس مى توان كلمات شش حرفى و بيشتر را نيز محابسه نمود.
💡 در متون کلاسیک تاریخ اسلام، واژه محابسه برای توصیف مناظرههای علمی و کلامی میان دانشمندان بزرگ که برای اثبات حقایق انجام میشد، به وفور استفاده میگردد.
💡 محابسه میان فلاسفه در قرون وسطی باعث شد تا بسیاری از دانشهای جدید و دیدگاههای متفاوت درباره جهان هستی در میان جوامع مختلف منتشر شود.
💡 او در جلسه علمی با استفاده از استدلالهای منطقی و قدرت بیان خود، وارد محابسه شد و توانست نظر مخالفان را در مورد نظریه جدیدش تغییر دهد.