مجسط

لغت نامه دهخدا

مجسط. [ م ِ ج َ ] ( اِخ ) نام موبدی بوده فارسی نژاد که کتاب مجسطی مغانی منسوب به اوست. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). این کلمه را به فقه اللغه عامیانه از مجسطی ساخته اند. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به مجسطی شود.

فرهنگ فارسی

نام موبدی فارسی نژاد

جمله سازی با مجسط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاشانی در مقدمه کتاب مفتاح الحساب از این رساله نام برده و نوشته است: «و رساله‌های دیگر تألیف کردم مانند... و رساله «وتر و جیب» در استخراج آن دو برای یک سوم قوسی که وتر جیب آن معلوم باشد و این نیز یکی از مسائلی است که بر پیشینیان دشوار بوده چنانکه صاحب مجسطی (=بطلمیوس) در آن کتاب گفته است که برای به دست آوردن آن راهی نیست.»

💡 خضرِ سکندرمنشِ چشمه‌رای قطب رصد بند مجسطی گشای

💡 محمد محقق و مترجم اقلیدس و کتاب مجسطی بطلمیوس بوده و منطق نیز می‌دانسته‌است. احمد در مکانیک و حسن در هندسه وارد بوده‌اند.