مجثم
مترادفها
مستقر، ثابت، ساکن
متضادها
متحرک
لغت نامه دهخدا
مجثم. [ م َ ث َ / ث ِ ] ( ع اِ ) جای نشستن. ( ناظم الاطباء ). نشستنگاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || جای سینه گستردن مرغ. ج، مجاثم. ( ناظم الاطباء ). || خوابگاه. ( دهار ).
فرهنگ فارسی
جای نشستن
جمله سازی با مجثم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بها العین و الآرام یمشین خلفة و اطلاؤها ینهضن من کلّ مجثم.