متوسطات
مترادفها
میانگینها، متوسطها
لغت نامه دهخدا
متوسطات. [ م ُ ت َ وَس ْ س ِ] ( ع ص، اِ ) ج ِ متوسط. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( اصطلاح فلسفی ) متوسطات، موجودات متوسط عقول و نفوس و بالاخره وسائط در سریان فیض به عالم ناسوت را گویند. ( از فرهنگ علوم عقلی دکتر سجادی ): فلابد من متوسطات مترتبة طولیه. ( حکمت اشراق چ کربن ص 144 ). و رجوع به متوسط و عقول عشرة شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع متوسطه.
جمله سازی با متوسطات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تقرير يكم: دين كه همان صراط مستقيم است ريشه، ساقه و شاخه هايى دارد(اصول، متوسطات، فروع ) و حركت در صراط مستقيم دين، حركت در اينمراحل سه گانه است. اين حركت، در اصول دين بهتحصيل معرفت و اعتقاد است و در متوسطات دين به يافتن معرفت و تخلق به اخلاق الهى ودر فروع دين به معرفت و اعمال صالح.