متطهر
مترادفها
پاک، مطهر، پاکیزه
متضادها
نجس، ناپاک، پلید، کثیف
لغت نامه دهخدا
متطهر. [ م ُ ت َ طَهَْ هَِ ] ( ع ص ) پاک. ( آنندراج ). پاک شده و پاک کرده و غسل کرده. ( از ناظم الاطباء ). || پرهیز کرده از گناه و از هر زشتی. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تطهر شود.
جمله سازی با متطهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كل تائب متطهر لاءن التوبة تخلية و تطهير من الذنوب؛ فالتوبة تخلية و تحليةبالطهارة، و التطهير و التوبة تحلية. و التحلية لبس للمتطهر، فهو لبس بعدلبس.
💡 كل تائب متطهر لاءن التوبة تخلية و تطهير من الذنوب؛ فالتوبة تخلية و تحليةبالطهارة، و التطهير و التوبة تحلية. و التحلية لبس للمتطهر، فهو لبس بعدلبس.؛ (هر توبه كننده اى پاكيزه است، زيرا توبه تخليه و پاكيزگى از گناهاناست، پس توبه، تخليه و تحليه و آراسته شدن به طهارت است، و پاكيزگى وتوبه تحليه است. و تحليه ى ك نوع پوشش براى شخص پاكيزه است، پس توبهپوشش بعد از پوشش است.)
💡 در متون مذهبی و عرفانی، از واژه متطهر برای توصیف روح یا مکانهایی استفاده میشود که از هرگونه پلیدی و گناه پاک هستند.
💡 بسیاری از پیروان ادیان مختلف، به دنبال رسیدن به یک وضعیت روحی متطهر و پاکسازی درون از وابستگیهای دنیوی و مادی هستند.
💡 آن شخصیت بزرگ تاریخی به دلیل اخلاق نیکو و رفتار پاکیزهاش، همواره به عنوان انسانی متطهر و مورد احترام در میان مردم شناخته میشد.