ماندان
متضادها
رفتن، ترک کردن، کوچ کردن
لغت نامه دهخدا
ماندان. ( اِخ ) دختر ازدهاک پادشاه ماد و زن کبوجیه پادشاه فارس و مادر کورش بزرگ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دختر آستیاژ بود که بعدها با کمبوجیه اول پادشاه پارس عروسی کرد و کورش از وی زاده شد. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 234، 245 و 264 و ایرانشهر ج 1 ص 292 شود.
فرهنگ فارسی
دختر اردهاک پادشاه ماد
فرهنگ اسم ها
اسم: ماندان (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: māndān) (فارسی: ماندان) (انگلیسی: mandan)
معنی: دختر ازدهاک پادشاه ماد و زن کبوجیه پادشاه فارس و مادر کورش بزرگ، ( = ماندانا ) ( اَعلام ) دختر ازدهاک پادشاه ماد و زن کمبوجیه پادشاه فارس و مادر کوروش بزرگ، ه ماندانا، ( = ماندانا ) ( در اعلام ) دختر ازدهاک پادشاه ماد و زن کمبوجیه پادشاه فارس و مادر کوروش بزرگ ماندانا، ماندانا، عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی
جمله سازی با ماندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاه اکتشافی به نزدیکی دهکدههای هیداتسا رسید. آنها در نزدیکی دهکده ماندان مسکنگزین شده و کاپتین مریوثر لوئیس و کاپیتان ویلیام کلارک قلعه ماندان را برای سپری کردن زمستان ۱۸۰۴–۱۸۰۵ ساختند. آنها با چندین تلهانداز مصاحبه نمودند تا یکی را به عنوان مترجم یا راهنمای سفر اکتشافی در امتداد رود مِیزوری انتخاب نمایند. با درک اینکه سفر اکتشافی به کمک قبایل شوشونی که در سرآبهای رود مِیزوری زندگی میکردند، نیاز داشت. آنها پس از دانستن اینکه همسر توسان چاربونو به زبان شوشونی صحبت میکند، توافق نمودند تا او را استخدام نمایند. در آن زمان، او نخستین فرزند خود را حمل میکرد.
💡 سفر اکتشافی در ماه آوریل قلعه ماندان را ترک نموده و توسط قایقهای حک شده از تنه درخت بهسوی بالای رودِ میزوری حرکت کردند. این قایقها باید در خلاف جریان آب پارو زده شده و برخی اوقات خدمهها آنها را در بستر ردوخانه حمل مینمودند. ساکاگاویا اقلامی که بر اثر واژگون شدن کشتی غرق شده بود را نجات داد که در آن میان سفرنامهها و یادداشتهای لوئیس و کلارک نیز بود. فرماندهان سپاه از اقدام سریع او تحسین نموده و رود ساکاگاویا را در ۲۰ مه ۱۸۰۵ به افتخار او نام گذاشتند. در اوت ۱۸۰۵، سپاه موقعیت یک قبیله شوشونی را تشخیص داد و تلاش نمودند تا برای عبور از کوههای راکی از آنها اسب خریداری نمایند. آنها از ساکاگاویا به عنوان مترجم استفاده نموده و دریافتند که رئیس قبیله، کامیهویت، برادر وی بود.