لغت نامه دهخدا
ماشین ساز. ( نف مرکب ) آن که ماشین سازد.
ماشین ساز. ( نف مرکب ) آن که ماشین سازد.
آنکه ماشین سازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردانی پس از اتمام دوران محرومیت، در نیمفصل دوم بیستمین دورهٔ لیگ برتر خلیج فارس، با پیوستن دوباره به باشگاه ماشینسازی تبریز، به فوتبال حرفهای بازگشت.او پس از بازگشت به فوتبال آمادگی بدنی خود را حفظ کرد.و کاپیتان ماشین سازی و کاپیتان این تیم شد.
💡 بهمن کامل فوتبال خود را از جوانان باشگاه فوتبال ماشینسازی تبریز آغاز کرده و پس از درخشش در تیمهای پایه این تیم در دهه هشتاد خورشیدی به تیم بزرگسالان ماشین سازان پیوست.
💡 دانشکدهٔ مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران که از سال ۱۳۵۲ با تغییر رشته ماشین سازی به مهندسی صنایع در دانشگاه علم و صنعت ایران ایجاد شد، امروز به یکی از اصلیترین دانشکدههای آموزش مهندسی صنایع در کشور تبدیل شده است.
💡 بشتایم در زمان حضور خود در تیم های گسترش فولاد، ماشین سازی و آلومینیوم اراک توانست به لیگ برتر صعود کند.
💡 عقابی ۱ سال هم در ماشین سازی تبریز در زمان حمید ندیمیان توپ میزد. او در زمان محمد مایلی کهن نیز به تیم ملی دعوت شد و در ۵ بازی دوستانه غیررسمی برای تیم ملی ایران به میدان رفت.
💡 دانشگاه علم و صنعت ایران که سنگبنای اولیهٔ آن در سال ۱۳۰۸ خ. گذاشته شده بود، در سال ۱۳۲۰ با نام هنرسرای عالی در ۵ رشتهٔ برق، شیمی، معماری، رنگ رزی صنعتی و ماشین سازی به فعالیت خود ادامه داد.