مارافسایی

لغت نامه دهخدا

مارافسایی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل مارافسای. افسون کردن مار. مطیع کردن مار. مارگیری:
به مارافسایی آن طره و دوش
به چنبربازی آن حلقه و گوش.نظامی.

جمله سازی با مارافسایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افعی زلف تو چون بخت بدم شوریده‌ست جادوی چشم تو بنگر که چه مارافسایی‌ست

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز