لغت نامه دهخدا
ماردیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که مار را دیده و از آن ترسیده است. که از مار ترسد:
ترسم ز رسن که ماردیده ام
چه مارکه اژدها گزیده ام.نظامی.- امثال:
ماردیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.
ماردیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که مار را دیده و از آن ترسیده است. که از مار ترسد:
ترسم ز رسن که ماردیده ام
چه مارکه اژدها گزیده ام.نظامی.- امثال:
ماردیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.
کسی که مار را دیده و از آن ترسیده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حیوانات وحشی در این منطقه خرگوش، روباه، شغال، گرگ، پلنگ، گراز، بز کوهی و از خزندگان لاکپشت، مارمولک، انواع مار دیده میشود.
💡 ترسم ز رسن که مار دیدهام چه مار که اژدها گزیدهام