لغت نامه دهخدا
لیوک. [ لی وَ ] ( اِ ) پسر امرد ضخیم لک و پک را گویند. ( برهان ). پسر ساده. پسر امرد ضخیم که آن را لک و پک گویند. ( آنندراج ):
مرزش اندرخورد کیر لیوکی.معاشری ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).
لیوک. [ لی وَ ] ( اِ ) پسر امرد ضخیم لک و پک را گویند. ( برهان ). پسر ساده. پسر امرد ضخیم که آن را لک و پک گویند. ( آنندراج ):
مرزش اندرخورد کیر لیوکی.معاشری ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).
۱. پسر.
۲. امرد بزرگ جثه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمیترو لیوک (اوکراینی: Дмитро Валерійович Лелюк؛ زادهٔ ۸ ژانویهٔ ۱۹۷۴) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.