لوت خوار
لغت نامه دهخدا
لوت خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لوت خوردن. که لوت خورد. که لوت خوردن کار اوست:
هرکه روزی برّه ای تنها نخورد
در میان لوت خواران مرد نیست.بسحاق اطعمه.و رجوع به لوت شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه لوت خورد کسی که طعامهای لذیذ خورد هر که روزی بره ای تنها نخورد در میان لوت خواران مرد نیست. ( بسحاق اطعمه لغ. )
جمله سازی با لوت خوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به بازار بنمود چون نان جمال برفت از دل لوت خواران ملال
💡 چون برآید ز دیگ حلوا تف لوت خواران کشند صف در صف
💡 ز پیش لوت خواران کله چون رفت ندارد هیچ چیزی جز عنب جا
💡 در داستانهای قدیمی، لوت خوارانی که به روستاها حمله میکردند، باعث ترس و وحشت شدید در میان ساکنان بیدفاع و بیگناه منطقه میشدند.
💡 تاریخ نشان میدهد که لوت خوار در زمان جنگهای داخلی، تمام ثروتهای مردم عادی را به سرعت غارت کرده و ناپدید میشدند.
💡 آن لوت خوار پس از سرقت از گاوهای مردم، توسط سربازان پادشاه در همان نزدیکی محل وقوع حادثه دستگیر و به بند کشیده شد.