لغت نامه دهخدا
لوت خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لوت خوردن. که لوت خورد. که لوت خوردن کار اوست:
هرکه روزی برّه ای تنها نخورد
در میان لوت خواران مرد نیست.بسحاق اطعمه.و رجوع به لوت شود.
لوت خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لوت خوردن. که لوت خورد. که لوت خوردن کار اوست:
هرکه روزی برّه ای تنها نخورد
در میان لوت خواران مرد نیست.بسحاق اطعمه.و رجوع به لوت شود.
( صفت ) آنکه لوت خورد کسی که طعامهای لذیذ خورد هر که روزی بره ای تنها نخورد در میان لوت خواران مرد نیست. ( بسحاق اطعمه لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بازار بنمود چون نان جمال برفت از دل لوت خواران ملال
💡 چون برآید ز دیگ حلوا تف لوت خواران کشند صف در صف
💡 ز پیش لوت خواران کله چون رفت ندارد هیچ چیزی جز عنب جا