لغت نامه دهخدا
( لهبة ) لهبة. [ ل ُ ب َ ] ( ع اِ ) روز گرم. || ( اِمص ) عطش. تشنگی. || سپیدی خالص بی آمیغ. ( منتهی الارب ).
لهبة. [ ل ُ هََ ب َ ] ( اِخ ) قبیله ای است. ( منتهی الارب ).
( لهبة ) لهبة. [ ل ُ ب َ ] ( ع اِ ) روز گرم. || ( اِمص ) عطش. تشنگی. || سپیدی خالص بی آمیغ. ( منتهی الارب ).
لهبة. [ ل ُ هََ ب َ ] ( اِخ ) قبیله ای است. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با غور در انديشه هاى ژرف ايشان، در مى يابيم كه مفهوم ((اقتدار ملى )) در كلام معظم لهبه معنى قدرت، نيرو، توانايى، شايستگى و لياقت آمده كه اين قدرت و توانايى باتمامى آنچه كه يك ملت را به هم پيوند مى دهد و متحد مى كند، گره خورده است.