لرز کردن

مترادف‌ها

لرزیدن، لرزش

متضادها

آرام شدن، ثبات

لغت نامه دهخدا

لرز کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لرزیدن از سرما. مرتعش شدن بدن از سرما یا تب. نوبه کردن.

فرهنگ معین

(لَ. کَ دَ ) (مص ل. ) لرزیدن بر اثر سرما یا تب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لرزیدن بر اثر سرما یاتب.

ویکی واژه

لرزیدن بر اثر سرما یا تب.

جمله سازی با لرز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرد مبتلا ممکن است چیزهایی بشنود یا ببیند که دیگران نمی‌بینند. نشانه‌های جسمی آن می‌تواند لرزش، لرز کردن، تپش قلب نامنظم و تعرق باشد. گاه افزایش بالای درجه حرارت بدن یا تشنج می‌تواند منجر به مرگ بشود. الکل یکی از مواد اعتیاد آوری ست که روگردانی از آن با بیشترین خطرات روبروست.

💡 وقتی که باد بسیار سرد و شدیدی از میان پنجره‌های قدیمی و شکسته خانه می‌وزید، تمام اعضای خانواده از شدت سرما شروع به لرز کردن کردند.

💡 او پس از شنیدن خبر ناگهانی و شوکه‌کننده، به دلیل ترس و اضطراب شدید، به شدت شروع به لرز کردن کرد و توان ایستادن نداشت.

💡 در محیط‌های بسیار سرد و برفی، اگر لباس‌های گرم و مناسب به تن نداشته باشید، بدن شما شروع به لرز کردن می‌کند تا گرما تولید کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران