لغت نامه دهخدا
لرز کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لرزیدن از سرما. مرتعش شدن بدن از سرما یا تب. نوبه کردن.
لرز کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لرزیدن از سرما. مرتعش شدن بدن از سرما یا تب. نوبه کردن.
(لَ. کَ دَ ) (مص ل. ) لرزیدن بر اثر سرما یا تب.
( مصدر ) لرزیدن بر اثر سرما یاتب.
لرزیدن بر اثر سرما یا تب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرد مبتلا ممکن است چیزهایی بشنود یا ببیند که دیگران نمیبینند. نشانههای جسمی آن میتواند لرزش، لرز کردن، تپش قلب نامنظم و تعرق باشد. گاه افزایش بالای درجه حرارت بدن یا تشنج میتواند منجر به مرگ بشود. الکل یکی از مواد اعتیاد آوری ست که روگردانی از آن با بیشترین خطرات روبروست.