کلمه «لحس» معرب لیسیدن است که به معنای لیسیدن یا مکیدن چیزی با زبان میباشد. در کاربرد قدیمیتر، لحس به معنای خوردن کرم پشم توسط حیوانات، به ویژه دام و گوسفند، آمده است. همچنین در متون لغوی آمده که لحس میتواند به معنای خوردن ملخ سبزی نیز باشد، یعنی حیوانات با زبان خود آن را میخورند. به طور کلی، این واژه نشاندهنده عملی است که حیوان یا انسان چیزی را با زبان میمکد یا میلیسد تا مصرف کند. برخی منابع واژههای مرتبط مانند لَحْسَة، لُحْسَة، لهس و ملحس را نیز برای همین معنا ذکر کردهاند. این واژه در زبان فارسی کلاسیک و متون کشاورزی و دامداری برای رفتار حیوانات در مصرف خوراک یا گیاهان کاربرد داشته است.
لحس
لغت نامه دهخدا
لحس. [ ل َ ] ( ع مص ) ( معرب لیسیدن ) خوردن کرم پشم را. || خوردن ملخ سبزی را. ( منتهی الارب ). || لیسیدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). لَحْسَة. لُحْسَة. لهس. ملحس.
- امثال:
اسرع من لحس الکلب انفه. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
خوردن کرم پشم را یا خوردن ملخ سبزی را.