لاندنی

لغت نامه دهخدا

لاندنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) جنباندنی. درخور لاندن.

جمله سازی با لاندنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیگبرت فرزند داگوبرت یکم، پادشاه فرانک‌ها بود. داگوبرت دراصل آخرین پادشاه مروونژی بود که نه تنها در نام، بلکه در عمل نیز قلمرو یکپارچهٔ تحت فرمانش را خود اداره می‌کرد. او در سال ۶۳۴ و به‌منظور آرام‌ساختن نجیب‌زادگان اوسترازیایی، پسر سه سالهٔ خود زیگبرت سوم را پادشاه آنان ساخت. نایب‌السلطنه‌های زیگبرت خردسال در اوسترازیا نخست اسقف شونیبرتِ کُلنی و دوک آدالژیزیل بودند، اما پس از مرگ داگوبرت در سال ۶۳۹، شونیبرت همراه با پپن یکم لاندنی، شهردار کاخ اوسترازیا، ادارهٔ امور را به‌عنوان نایب‌السلطنه در دست گرفتند. پپن یکم در ۶۴۰ درگذشت و پس از او پسرش گریمولد در ۶۴۲ یا ۶۴۳، هم به‌عنوان شهردار کاخ و هم به‌عنوان نایب‌السلطنهٔ زیگبرت سوم، جانشین پدرش شد.