قیاس کردن
مترادفها
مقایسه کردن، تشبیه کردن
لغت نامه دهخدا
قیاس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنجیدن چیزی را با چیزی. مقایسه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
دولت نو است و کار نو و کارکن نو است
مردم قیاس کار نو از کارکن کنند.خاقانی.قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید
که پیش ناوک هجرتو جان سپر میگشت.سعدی ( از فرهنگ فارسی معین ).مگو که نیست پسر در شکست کار پدر
قیاس کار نخست از خلیل و آزر کن.سنجر کاشی. || اندازه گرفتن:
قیاس کردم وآن چشم جاودانه مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود.حافظ.قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی.حافظ.
جمله سازی با قیاس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شیخ الاسلام گفت: کی بومنصور و معمر گوید: که قیاس کردن بر پیغامبر نه روا بود، که خلق در فتنه میروند، و ایشان در عصمت.
💡 نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم که توان قیاس کردن که چقدر دردمندم
💡 نباید هرگز سعی کرد با قیاس کردن زندگی پر زرق و برق دیگران، آرامش درونی و رضایت از زندگی شخصی خود را از دست داد.
💡 متخصصان با قیاس کردن دادههای مختلف آماری، توانستند روند تغییرات اقلیمی و اثرات آن را بر کشاورزی منطقه به درستی تحلیل و پیشبینی کنند.
💡 قیاس کردن کیفیت محصولات مختلف بدون داشتن معیارهای مشخص و علمی، هیچگاه منجر به تصمیمگیری صحیح در هنگام خرید کالاهای گرانقیمت نمیشود.