قوریه

لغت نامه دهخدا

قوریه. [ ی َ ] ( اِخ ) موضعی است در اندلس. ( منتهی الارب ). شهری است به اسپانیا نزدیک قنطرةالسیف. رجوع به الحلل السندسیة ج 2 ص 63 شود. این شهر از نواحی مارده اندلس است که از مسلمین بود. رجوع به معجم البلدان شود.
قوریه. [ ی َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان آب ( بلوک شعیبیه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز، سکنه آن 150 تن. آب آن از چاه شیرین. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرودارد و از طریق شوشتر اتومبیل رو است. ساکنین از طایفه غافجه هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز.

جمله سازی با قوریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سال تولد وی نامعلوم می‌باشد وی حداقل یک دهه پیش از ۹۸۷ میلادی به دنیا آمده است. ایوان ولادیسلاو پسر آهارون کومسادزاگ بود. وی در قوریه ۱۰۱۸ در دراج درگذشت. ایوان ولادیسلاو از سلسله پادشاهان بلغارستان در دورهٔ قرون وسطی بود و در سال ۱۰۱۵ به عنوان پادشاه بر بلغارستان سلطنت کرد. او در طول فرمانروایی خود در جنگ‌ها و نبردهای متعددی با امپراتوری بیزانس و کشورهای همسایهٔ بلغارستان شرکت کرد. ایوان ولادیسلاو در سال ۱۰۱۸ درگذشت و پسرش پیتر دوم بلغار جانشین او شد.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز