لغت نامه دهخدا
قندیل شب. [ ق ِ ل ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سیاهی شب است. ( برهان ) ( آنندراج ). تاریکی شب. ( ناظم الاطباء ).
قندیل شب. [ ق ِ ل ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سیاهی شب است. ( برهان ) ( آنندراج ). تاریکی شب. ( ناظم الاطباء ).
کنایه از سیاهی شب است تاریکی شب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیره خاکی برتر از قندیل شب سایهٔ من بر سر من ای عجب
💡 شمع خود را سزد ار بر نکشد چون قندیل شب چو از طلعت خود نور دهی محفل ما
💡 با مشعلهٔ عشق تو با دست عسس قندیل شب وصال تو زلف تو بس
💡 جز روی او نباشد قندیل شب نشینان جز کوی او نباشد محراب بت پرستش