قنبره

لغت نامه دهخدا

( قنبرة ) قنبرة. [ قُم ْ ب ُ رَ ] ( ع اِ ) لغتی است در قبره. ( منتهی الارب ). ابوالملیح. چکاوک. رجوع به قبرة و قبر شود.
قنبرة. [ قُم ْ ب ُ رَ ] ( ع اِ ) پر زاید راست که بر سر ماکیان و جز آن باشد. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قنبرانیه شود.
قنبره. [ قَم ْ ب َ رَ ] ( اِخ ) اسماعیل بن محمد قمی. از فقهاء شیعه و کتاب المعرفة از اوست. رجوع به اسماعیل بن محمدبن اسماعیل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قبره چکاوک جمع: قنابر.
اسمعیل بن محمد قمی از فقهائ شیعه و کتاب المعرفه از اوست.

جمله سازی با قنبره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 286-كافى 6/225، و در آن جاى قبره، قنبره آمده است كه هر دو يك معنى دارند؛ و نزديك به مضضمون اين روايت در عرائس المجالس 295 آمده است.

💡 و نيز مى نويسد: طستى از ابن عباس (رضى الله عنه ) روايت كرده كه نافع بن ازرقبه وى گفت: مرا خبر ده از معناى آيه (الا مكاء و تصديه ) و او در جوابش گفت(مكاء) آواز قنبره و (تصديه ) آواز (بال ) گنجشكان است كه (تصفيق ) هم گفته مى شود، و داستان مورد نظر آيه اين بود كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در مكه در ميان حجراسماعيل و ركن يمانى به نماز مى ايستاد دو نفر از بنى سهم يكى طرف راست و يكىطرف چپ آن حضرت مى ايستادند، آن يكى آواز قنبره درمى آورد، و آن ديگرى با دستهايش صداى بال گنجشكان را، تا شايد بدين وسيله نماز آن حضرت را بر هم زنند.