قلماسنگ
لغت نامه دهخدا
قلماسنگ. [ ق َ س َ ] ( اِ ) قلاسنگ. ( رشیدی ). به معنی فلاخن است و آن آلتی باشد که از ابریشم الوان و غیره بافند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند. ( برهان ). رجوع به قلاسنگ شود.
فرهنگ عمید
= فلاخن
فرهنگ فارسی
قلاسنگ بمعنی فلاخن است و آن آلتی باشد که از ابریشم الوان و غیره بافند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند.
جمله سازی با قلماسنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بسکه در کُه و شَخ سنگ را کند پرتاب گمان بری که سم رخش تست قلماسنگ