غالیه رنگ
لغت نامه دهخدا
غالیه رنگ. [ ی َ / ی ِ رَ ] ( ص مرکب ) به رنگ غالیه. غالیه فام. سیاه. مشکین:
انگور بکردار زنی غالیه رنگست
و او را شکمی همچو یکی غالیه دان است.منوچهری.و رجوع به غالیه فام شود.
فرهنگ عمید
غالیه فام، به رنگ غالیه، سیاه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) برنگ غالیه غالیه فام مشکین.
جمله سازی با غالیه رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون حنا کز سفر هند شود غالیه رنگ خون دل مشک در آن حلقه گیسو گردد
💡 نه کله بندد شام از حریر غالیه رنگ نه حُلّه پوشد صبح از نسیج سقلاطون
💡 نه کله بندد شام از حریر غالیه رنگ نه حله پوشد صبح از نسیج سقلاطون
💡 سخنش غالیه بویست و زلف غالیه رنگ دهانش تنگتر است از دهان غالیه دان