قرقل واژهای عربی است که در منابع لغوی قدیم به چند معنا آمده است. در برخی تعریفها، قرقل به پیراهن زنان گفته شده و به عنوان نوعی پوشش زنانه معرفی شده است. در معنای دیگر، این واژه به جامهای بیآستین اشاره دارد که به صورت پوشش ساده و سبک استفاده میشده است. جمع این واژه در برخی منابع به صورت قَراقِل ذکر شده است. کاربرد قرقل بیشتر در متون کهن و لغتنامههای قدیمی دیده میشود و در زبان امروزی رایج نیست. این کلمه نشاندهنده نوعی لباس سنتی یا پوشاک قدیمی است که در دورههای گذشته مورد استفاده قرار میگرفته است. در فرهنگهای لغت، معمولاً هر دو معنا برای آن ثبت شده است تا کاربردهای مختلف آن روشن شود. بنابراین قرقل میتواند به لباس زنانه یا جامه بدون آستین اشاره داشته باشد. این واژه نمونهای از اصطلاحات پوشاک در زبان عربی کلاسیک است که وارد منابع فارسی نیز شده است.
قرقل
لغت نامه دهخدا
قرقل. [ ق َ ق َ ] ( ع اِ ) پیراهن زنان. || جامه ای است بی آستین. ج، قَراقِل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قرقل. [ ق َ ق َل ل ] ( ع اِ ) رجوع به ماده فوق شود.
قرقل. [ ق ُ ق ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چری بخش حومه شهرستان قوچان واقع در 43 هزارگزی شمال باختری قوچان. کوهستانی و سردسیر است. سکنه آن 56 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).