لغت نامه دهخدا
قرائب. [ ق َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قریبة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قریبه شود.
قرائب. [ ق َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قریبة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قریبه شود.
جمع قریبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاّمه سيّد محمد حسين طباطبائى؛ (1321 - 1408 ه.ق ) درباره استاد خود مرحوم آية ا...العظمى حاج ميرزا على قاضى؛ (1285 - 1366 ه.ق ) فرمود: ما هر چه در اين موردداريم از مرحوم قاضى داريم، چه آنچه را كه در حياتش از او تعليم گرفتيم و ازمحضرش استفاده كرديم و چه طريقى كه خودمان داريم (همه را) از مرحوم قاضى گرفتهايم (129)... معمولاً ايشان در حال عادى يك ده بيست روزى در دسترس بودند و رفقا مىآمدند و مى رفتند و مذاكراتى داشتند و صحبتهايى مى شد، و آن وقت دفعتاً ايشان نيست مىشدند و يك چند روزى اصلاً نبودند و پيدا نمى شدند. نه در خانه، نه در مدرسه، نهكوفه، و نه در سهله، ابداً از ايشان خبرى نبود، و عيالاتشان هم نمى دانستند كجا مىرفتند چه مى كردند، هيچ كس خبر نداشت. رفقا در اين روزها به هر جا كهاحتمال مى دادند، مرحوم قاضى را نمى جستند، و اصلاً هيچ نبود، بعد از چند روزى بازپيدا مى شد، و درس و جلسه هاى خصوصى را درمنزل و مدرسه دائر داشتند، و همين جور، از قرائب و عجائب بسيار داشتند، حالات غريب وعجيب داشتند.(130)