لغت نامه دهخدا
قبرغه. [ ق َ رُ غ َ / غ ِ ] ( ترکی، اِ ) دنده. پهلو. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( لغت محلی شوشتر ذیل کلمه ریگ ). ضلع. || استخوان پهلو و دنده. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
قبرغه. [ ق َ رُ غ َ / غ ِ ] ( ترکی، اِ ) دنده. پهلو. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( لغت محلی شوشتر ذیل کلمه ریگ ). ضلع. || استخوان پهلو و دنده. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
(قَ رُ یا رِ غَ یا غِ ) [ تر. ] (اِ. ) = قبرقه: پهلو، استخوان پهلو، دنده.
( اسم ) ۱ - پهلو ۲ - استخوان پهلو دنده.
قبرقه: پهلو، استخوان پهلو، دنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دنده یا قبرغه نام دوازده جفت استخوان در طرفین قفسه سینه است که از ستون مهرهها آغاز شده و به جز دو جفت دندهٔ انتهایی بقیه در قسمت قدام به جناغ مفصل میشوند (مستقیم یا غیر مستقیم).