قارس

لغت نامه دهخدا

قارس. [ رِ ] ( ع ص ) سرمای سخت و فسرده. ( منتهی الارب ). سرمای سخت. ( آنندراج ). اصبح الیوم الماء قارساً؛ ای جامداً. ( ناظم الاطباء ). || دیرینه از هرچیز. ( منتهی الارب ). قدیم و دیرینه از هر چیزی. ( ناظم الاطباء ).
قارس. ( معرب، اِ ) کبر است. ( فهرست مخزن الادویه ). مصحف «قرسیون » است. ( دزی ج 2 ص 326 ).

فرهنگ فارسی

کبر است

دانشنامه عمومی

قارس ( به لاتین: Qars ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان خیزی واقع شده است.

جمله سازی با قارس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمد سپاه عدل خدای از راه از فارس شد سوار فرس قارس

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز