لغت نامه دهخدا
قائم بنفس. [ ءِ م ِ ب ِ ن َ ] ( ص مرکب ) آنکه خود بخود وجود دارد. قائم بذات. مقابل قائم بغیر.
قائم بنفس. [ ءِ م ِ ب ِ ن َ ] ( ص مرکب ) آنکه خود بخود وجود دارد. قائم بذات. مقابل قائم بغیر.
آنکه خود بخود وجود دارد قائم به ذات مقابل قائم بغیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (لعلكم تتقون ) الخ، كلمه (لعل ) اميد را مى رساند، و آنچه در اميدوارى لازم است،اين استكه گفتنش در كلام صحيح باشد، حال چه اينكه اين اميد قائم بنفس خود متكلم باشد،(مانند موارديكه ما انسانها اظهار اميد مى كنيم )، و يا آنكه قائم بنفس گوينده نيست، (چونگوينده خداست، كه اميد در او معنا ندارد) ولى قائم بشخص مخاطب، و يا بمقام مخاطبباشد، مثل آنجائى كه مقام مقام اميد است،