لغت نامه دهخدا
فنیق. [ ف َ ] ( ع ص ) گشن نیکو و نجیب که بجهت نجابت و کرامت نرنجانند آن را و سوار نشوند بر آن.ج، فنق. جج، افناق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فنیق. [ ف َ ] ( اِخ ) قریه بزرگی است از قرای مرو. ( معجم البلدان ).
فنیق. [ ف َ ] ( ع ص ) گشن نیکو و نجیب که بجهت نجابت و کرامت نرنجانند آن را و سوار نشوند بر آن.ج، فنق. جج، افناق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فنیق. [ ف َ ] ( اِخ ) قریه بزرگی است از قرای مرو. ( معجم البلدان ).
💡 لاتین یک زبان کاملاً اشتقاقی، دارای سه جنس، شش یا هفت حالت دستوری، پنج صرف، چهار نوع صرف فعل، شش زمان، سه شخص، سه وجه، دو جهت فعل، دو یا سه نمود و دو شمار است. الفبای لاتین از الفبای اتروسکی و یونانی و در نهایت از الفبای فنیقی گرفته شدهاست.
💡 فنیقیه یک تمدن باستانی بود که در شمال کنعان باستان واقع شده بود، و قلب آن در امتداد مناطق ساحلی لبنان امروزی، سوریه و اسرائیل قرار داشت. تمدن فنیقی یک فرهنگ تجارت دریایی ابتکاری بود که بین دوره ۱۵۵۰ تا ۳۰۰ قبل از میلاد در سراسر مدیترانه گسترش یافت. یک مستعمره فنیقی به نام کارتاژ، در نوع خود به کشوری قدرتمند تبدیل شد.
💡 این الههٔ بر اساس یک الههٔ دیگر رومی به نام مینروا بنا شده که حامی هنر و تجارت و خرد بود. گرچه مینروا درحقیقت خودش نسخه رومی آتنا و تخصیص شده آن الههٔ بود و خود آتنا نیز برگرفته از یک الهه فنیقی به نام باراتی بوده که به عنوان الهه آبها و دریاها شناخته میشد.
💡 در اواخر قرن ششم و پنجم پیش از میلاد، ایرانیها به پادشاهان فنیقی صور و صیدا، مستقر در لبنان امروزی، از دشت ساحلی تا اشدود را واگذار کردند. این اقدام شاید برای تسهیل تجارت دریایی یا به عنوان بازپرداختی برای خدمات دریایی آنها بوده باشد. تقریباً در همان زمان، جلیل بالا نیز به صور داده شد. تا میانه قرن چهارم، فنیقیها کل ساحل شرقی دریای مدیترانه از اشکلون تا دشت ساحلی جنوبی را در اختیار داشتند.
💡 تاو (بزرگ Τ، کوچکτ؛ (به یونانی: Ταυ)) نوزدهمین حرف الفبای یونانی است. ارزش این حرف در سیستم اعداد یونانی برابر ۳۰۰ است. حرف تاو از حرف ت در الفبای فنیقی مشتق شدهاست. حرف تی لاتین و ت سیریلیک از این حرف گرفته شدهاند.
💡 بنا به گفتهٔ لارنس آستین وادل در کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیاییها، اسکاتلندیها و آنگلوساکسونها»، از جمله افرادی که در زمان او نگاشتههایی از راستبهچپ نوشته شدهاست، آشوکا بود که در زمان وی آثار بودایی از راست به چپ نگاشته شدند.