لغت نامه دهخدا
فلتات. [ ف َ ل َ ] ( ع اِ ) فلتات المجلس؛ لغزشهاو خطاهای انجمن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلتات. [ ف َ ل َ ] ( ع اِ ) فلتات المجلس؛ لغزشهاو خطاهای انجمن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلتات المجلس لغزشها و خطاهای انجمن.
💡 مااضمر احد شيئا الا ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه .
💡 اين آيه به دنبال آياتى كه مناسبات مسلمانان را با كفار بيان كرد، به يكى ازمسائل حساس اشاره كرده و ضمن تشبيه لطيفى به مؤ منان هشدار داده است، كه غير از هممسلكان خود براى خود، دوست و همرازى انتخاب نكنند، و بيگانگان را از اسرار و رازهاىدرونى خود با خبر نسازند. اين آيه حقيقتى را بيان مى كند كه امير مؤ منان (عليه السلام )در سخنان خود توضيح فرموده است، آنجا كه مى فرمايد: ما اضمر احد شيئا الا ظهر فىصفحات وجهه او فلتات لسانه. هيچ كس در ضمير باطن، رازى را پنهان نمى دارد، مگراينكه از رنگ چهره و لابلاى سخنان پراكنده و خالى از توجه او آشكار مى شود. خلاصهاينكه خداوند بدين وسيله طريقه شناسائى باطن دشمنان را نشان داده، و از ضمير باطنو راز درونيشان خبر مى دهد و مى فرمايد: آنچه از عداوت و دشمنى دردل خود پنهان كرده اند، بمراتب از آنچه بر زبان مى آورند بزرگتر است. (و ما تخفىصدورهم اكبر).